شب سرد پاییزی...
من هيچوقت نتوانستم
دل کسى را سهم خودم کنم،
هيچوقت بودنم
کنار کسي آرامش بخش نبود،
هیچکس با خنده هایم عاشق نشد..
هیچکس
بودیا نبود من را حس نمیکرد...
من برعکس تمام دختر ها دلباخته نداشتم
من فقط خودم بودم
و قلبى که بار ها زیر دست و پا له شد...
خودم بودم و
تنهايى و غم و افسردگى!
خودم بودم و
حسرت معشوقه شدن...!
من از تمام این جهان قلبي را ميخواستم که فقط براي خودم بتپد،
من معمولي نبودم
و اين آزار دهنده بود...
و من میدانم هیچکس عاشق دختران غمگین نمیشود....
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۹۵ ساعت 2 توسط سحر (S**A)
|
سلام سحر هستم من این وبلاگ رو به تنها عشقم* آرش* تقدیم میکنم